|
وبرای شعر پاکی که برایت میگویم خودکار بر دستانم بوسه می زند.ببین چگونه واژه ها در شعر من سبزمی شود دررویش هر ترکیب دشت کاغذها رنگین تر می شود.امشب نفسم بوی تمنای تو رامیدهد وعطر حادثه دیدارت در خلوتم طنین انداز میشود وتو می ایی از راه ساده مثل شعرهایم. + نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387 23:12 توسط عاشق تنها |
بر فرش لحظه ها نشستم و سر به شانه های سکوت نهادم و خیره در چشمان رویاها افکندم و برگهای درخت آرزو به روی تنهاییم سایه افکنده است + نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387 15:54 توسط عاشق تنها |
|
| ||||||